تبليغاتX
سردار فتح قلب ویرانم دوستت دارم - ای کاش میشد سرنوشت را از سر نوشت

سردار فتح قلب ویرانم دوستت دارم

برسنگ مزارم بنويسيد :كه او خسته دلي بود در اين خلوت خاموش----------- كه از غم هاي جهان گشته فراموش

ای کاش میشد سرنوشت را از سر نوشت

پرستو

 

ستاره گم شد و خورشید سر زد

پرستویی به بام خانه پر زد

در آن صبحم ثفای آرزویی

شب اندیشه را رنگ سحر زد

پرستو باشیم و از دام این خک

گشایم پر به سوی بام افلک

ز چشم انداز بی پایان گردون

در آویزم به دنیایی طربنک

پرستو باشم و از بام هستی

بخوانم نغمه های شوق و مستی

سرودی سر کنم با خاطری شاد

سرود عشق و ‌آزادی پرستی

پرستو باشم از بامی به بامی
 

صفای صبح را گویم سلامی

بهاران را برم هر جا نویدی

جوانان را دهم هر سو پیامی

تو هم روزی اگر پرسی ز حالم

لب بامت ز حال دل بنالم

وگر پروا کنم بر من نگیری

که می ترسم زنی سنگی به بالم
 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 5:2 بعد از ظهر  توسط قلب ویران  |