تبليغاتX
سردار فتح قلب ویرانم دوستت دارم - از اولم ميدونستم دوستم نداري...................

سردار فتح قلب ویرانم دوستت دارم

برسنگ مزارم بنويسيد :كه او خسته دلي بود در اين خلوت خاموش----------- كه از غم هاي جهان گشته فراموش

از اولم ميدونستم دوستم نداري...................

 

هوای رفتن

می خوام یه قصری بسازم

پنجره هاش آبی باشه

من باشم و تو باشی و

یه شب مهتابی باشه

امشب می خوام از آسمون

یاسهای خوشبو بچینم

امشب می خوام عکس تو رو

تو خواب گل ها ببینم

کاشکی بدونی چشمات رو

به صد تا دنیا نمی دم

یه موج گیسوی تو رو

به صد تا دریا نمی دم

کاش تو هوای عاشقی

همیشه پیشم بمونی

از تو کتاب زندگی

حرفای رنگی بخونی

حتی اگه دلت نخواد

اسم تو ، تو قلب منه

چهره تو یادم میاد

وقتی که بارون می زنه

امشب می خوام برای تو

یه فال حافظ بگیرم اگر که خوب در نیومد

به احترامت بمیرم

امشب می خوام رو آسمون

عکس چشات رو بکشم

اگر نگاهم نکنی

ناز نگات رو بکشم

می خوام تو رو قسم بدم

به جون هر چی عاشقه

به جون هر چی قلب صاف

رنگ گل شقایقه

یه وقتی که من نبودم

بی خبر از اینجا نری

بدون یه خداحافظی

پر نزنی تنها نری

وقتی که اینجا بمونی

بارون قشنگ و نم نمه

هوای رفتن که کنی

مرگ گلهای مریمه

 

 

خیال

دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود

تو در کنار من بشینی محال بود

هر چه نگاه عاشق من بی نصیب بود
 

چشمان مهربان تو پک و زلال بود
 

پاییز بود و کوچه ای و تک مسافری

با تو چه قدر کوچه ما بی مثال بود

نشنید لحن عاشق من را نگاه تو

 پرواز چشم های تو محتاج بال بود

سیب درخت بی ثمر آرزوی من

یک عمر مانده بود ولی کال کال بود

گفتم کمی بمان به خدا دوست دارمت

گفتی مجال نیست و لیکن مجال بود

یک عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود

سهم من از عبور تو رنج و ملال بود

چیزی شبیه جام بلور دلی غریب

حالا شکست وای صدای وصال بود

شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد

اما نه با خیال تو بودم حلال بود

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 2:53 بعد از ظهر  توسط قلب ویران  |